قهرمان ميرزا عين السلطنه
6769
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فتحعلى شاه با كاترين امپراطريس روس ، ريش بلند و سرسرهبازى ، عرفان مآبى و بىحالى محمد شاه ، عيش و ظلم ناصر الدين شاه ، هرزهگى و خرّاجى مظفر الدين شاه ، خيانت محمد على شاه ، بوالهوسى و شهوترانى و خست و كلاه فرنگى به سر گذاردن سلطان احمد شاه . تلگرافات دروغ يا راست ولايات ، محاسن جمهورى ، معايب سلطنت . كنسرت جمهورى شب چهارشنبه كنسرت جمهورى بود . من درست از كسى كه رفته باشد نشنيدم . حاجى واليه خانهء حضرت و الا آمده بود او مىگفت فخر الملك مثل برج زهرمار است . حاجى عز الممالك با سليمان ميرزا تصميم گرفتهاند مجلس بروند وزارت را قبول نكنند زيرا اوضاع بد است . اسمعيل ميرزا معتمد الدوله و عارف قزوينى بليت تياتر از شصت تومان بود الى يك تومان . بليتى كه براى حاجى [ عز الممالك ] وزير آوردند و جبرا پول داد سى تومان بود . بليتها تمام تحميلى بود و غالب صاحب منصبان و اجزاء ادارات بودند . حاجى وزير نرفت يعنى هيچيك از وزراء نرفتند . بليت خود را به عباسقلى خان داد . او مىگفت غزل اول را كه عارف خواند اسمعيل ميرزا معتمد الدوله پسر مرحوم ظل السلطان برخاسته دسته گل ممتازى دو دستى تقديم عارف كرد . همه مردم از اين حركت او بدشان آمد و بىغيرت گفتند « 1 » . بعد هم عارف را در اتومبيل خودش گذاشته منزلش برد . غزل عارف اشعار در روزنامه درج بود ، هى هذا . غزل او در پردهء ماهور به مردم اين همه بيداد شد ز مركز داد * زديم تيشه بر اين ريشه هرچه باداباد از اين اساس غلط اين بناى پايه بر آب * نتيجه نيست به تعمير اين خراب آباد
--> ( 1 ) - در مشروطه ظل السلطان و پسرهايش خيلى كمك كردند اما ملت خوب هم تلافى كرد ( رجوع به روزنامههاى سابق شود ) ( يادداشت از نويسندهء خاطرات ) .